اینجا...

I had said I won't write in farsi for a while, still the same rule, but this text is from someone else I decided to put it here. Neither I'm sure if I like it, nor do I accept it... it's here because it shoud be here!

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن... ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

 

مرا به حال خودم زیر آوار این حادثه رها کنید . اینجا هزار بار بهتر است از .... اینجا خورده شیشه های قاب عکسهایم فقط  مواظب اند زخم تازه ای خلق نکنند روی تن من ... ضمانتی ندادند برای شما  ....  جلو نیایید دستتان را میبرند

اینجا عقربه های ساعتم عکس مال شما حرکت میکنند , به عقب میرویم که به درد شما نمیخورد

اینجا بی آسمان تمام سال بارانیست بوی نم همه چیز را برداشته جلو نیایید به اشکهایم برمیخورد دستتان را جلوی بینی بگیرید  این بو حکم ادکلن باس شما را دارد برای ما

اینجا از آن تاقی که برسرم ریخته تا تمام زخم هایم هیچ کدامشان نسبت سببی و نسبی با شما ندارند ... محرمشان نیستید .

اینجا نظر اول هم حرام است چه رسد به ........

 من گناه به گردن نمیگیرم ......... حیف نامه ی عمل سفیدتان نیست !

اینجا بهاره ی عروس را مورچه های سیاه بردند داماد که ندارم اگر هم بود بگویید نیاید

اینجا چراغ نیست پولکهای لباسم و  این همه ستاره که نوشته ام توی نامه هام روشنایی را تامین میکنند ....  مواظب بچه هایتان باشید از تاریکی میترسند

اینجا مدتهاست از انقضای همه چیز گذشته

اینجا به هر چیزی دست بزنید صدای ناله اش گوشتان را کر میکند

اینجا روح دارد

اینجا جنازه ای مینویسد

 

 

نگفتم ؟! ... فرار کنید ... تا دلتان نسوخته بروید ... تا وجدانتان درد نگرفته رویتان را برگردانید 


(نويسنده: ستاره کوير)

/ 2 نظر / 7 بازدید
حسام

dear Hamid, dont make more rules! our world is full of rules. be relaxed. writre in any language in which you feel better to express your sense or notions.

فاطمه

شب سردی ست و من افسرده،... راه دوری است و پايی خسته.... تيرگی هست و چراغی مرده... می کنم تنها از جاده عبور.... .دور ماندند ز من آدمها.... سايه ای از سر ديوار گذشت ....... غمی افزود مرا بر غمها... فکر تاريکی و اين ويرانی... بی خبر آمد تا با دل من .... قصه ها ساز کند پنهانی.. نيست رنگی که بگويد با من... اندکی صبر سحر نزديک است… وبلاگ زیبا و با مسمایی داری ..... ان شاءالله موفق باشی و مثل ققنوس عمر دلت جاودانی باشه ....